به یاد بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران زمین
که همچنان مظلوم مانده است
سخن بیپرده بايد گفت
وقت رازپوشی نيست
اگر دشمن زبيم نام تو بر خويش میلرزيد
و میکوشيد تا گرد فراموشی
بپاشد روی نام تو،
دلم میگيرد از اين همنبردان و
همراهان
که از خاطر تو را بردند،
ندانم من
ز روی سهو
يا از عمد
تو را و رادمردی تو را بردند از خاطر
تو را شير بزرگ شرق
تو را ای مظهر آزادگی، حتی
به نامی ياد ننمودند
و قلب عاشقانت را
به يادی شاد ننمودند
***
اگر او را همان طاغوت
به زندان برد
ابر مرد وطن گر عاقبت در بند زندان مرد
چرا با سوره الحمد
روانش را به جنت شاد ننمودند
و نامش را پس از آزادی مردم
چرا آزاد ننمودند
***
دريغی نيست
تو يادت همچو خورشيد فروزان
- جاودان ماند
و نامت را
هزاران سال ديگر نيز
- هر آزادهای با شوق
میخواند
و میداند
که در روز مصيبت
همچو کوهی استوار
- از پا نيفتادی
و در سيل حوادث
سرگران چون کوه ايستادی
***
ولی آزرده دارم من
و اينک سر
ز حسرت در گريبان برده دارم من
ولی اندوه من ديری نمیپايد
و ای محبوب من
آن روز میآيد
که اين مردم
بدانسانی که تو میخواستی
دلشاد میگردند
و از هر بند به هر نامی که باشد
عاقبت آزاد میگردند
***
نمیدانی که بعد از تو
چه بر ما رفت
و چه گلهای سرخی
- بهتر از صد گل -
هزاران گل
به روز تيربارانها
به روی خاک افتادند
چه تختیها
پس از آنگونه سختیها
به مردی جان سپردند و به پيش خصم
جوانمردانه ايستادند
***
تو بودی اوستاد مردی و رادی
تو درس رادمردی را
به مردان ياد میدادی
و ما پويندگان راه تو
تا روز پيروزی
و بهروزی
به جان راه تو را پيوسته میپوييم
و میگوييم
گرامی باد نام تو
و نامی باد
نام تو
***********
برگرفته از وب لاگ Tarjomator