تبليغاتX
ای ایران... -

ای ایران...

نيايش ايران زمين
 
آفتابت ، که فروغ رخ « زرتشت» در آن گل کرده ست

آسمانت ، که زخمخانه « حافظ» قدحی آوردست

کوهسارانت ، که بر آن همت « فردوسی» پر گسترده ست

بوستانت ، کز نسیم نفس « سعدی» جان پرورده ست

همزبانان من اند

مردم خوب تو این دل به تو پرداختگان

سر و جان باختگان ، غیر تو نشناختگان

پیش شمشیر بلا ، قد برفراختگان ، سینه سپر ساختگان

مهربانان من اند
 
نفسم را پر پرواز از توست

به دماوند تو سوگند که گر بگشایند

بندم از بند ، ببینند که آواز از توست

همه اجزایم با مهر تو آمیخته است

همه ذراتم با جان تو آمیخته باد
 
خون پاکم که در آن عشق تو می جوشد و بس

تا تو آزاد بمانی به زمین ریخته باد
 
شادروان فريدون مشيري 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 14:24  توسط احمد   |